۱۳۸۸ تیر ۲۴, چهارشنبه

آدرس جدید آژانس خبری تفتان


از آنجائیکه وبلاگ آژانس خبری تفتان پر بیننده ترین و محبوب ترین وبلاگ بلوچستان توسط وزارت اطلاعات فیلتر شده و عزیزان و جوانان از طریق ایمیل خواهان ایجاد آدرس جدید تفتان بودند دست اندرکاران تفتان آدرس جدید آژانس خبری تفتان را ارائه می دهند تا مردم به آسانی از حقائق مطلع و با خبر گردند.آدرس جدید :http://taptan1.blogspot.com/از جوانان عزیز می خواهم آدرس جدید را از طریق اس ام اس و مسنجر تبلیغ کنند وآن را برای همه دوستان خود ارسال نمایند.
مدیریت آژانس خبری تفتان

پناهگاه سربازان امریکایی در افغانستان

اعتماد: اين تصوير قبرستان را به ياد مخاطب مي آورد. قبرستان نيست. پناهگاه سربازان امريکايي است براي استراحت و آمادگي. سربازان براي استتار و حفظ امنيت گودال هايي در جنوب افغانستان (هلمند) کنده اند و براي استراحت داخل آنها مي خوابند. جبهه هلمند صحنه درگيري نظاميان خارجي در افغانستان و طالبان است. نظاميان انگليسي در اين جبهه تلفات سنگيني داده اند. عکس يک بسياري از روزنامه هاي انگليس از سربازهايي است که در هلمند کشته شده اند.

انتظار اهل سنت از مسئولین نظام رفع تبعیضات بین شیعه و سنی و بین اقوام و مذاهب ایرانی است


به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از سنی آنلاین مولانا عبدالحمید در بخش دوم سخنان روز جمعه به سیاستهای موجود نظام در برابر اهلسنت انتقاد کرد و فرمود:بنده به عنوان انتظار نه به عنوان انتقاد عرض می کنم که مسئولین نظام و کسانی که خداوند متعال امور ما را به دست آنها داده است این دو مطلب را مورد توجه قرار دهند.
یکی اینکه فشارهایی که در طول این سی سال اهل سنت تحمل کرده اند وگاهی در حدی بوده که دندان به جگر گذاشته اند ولی نخواسته اند که اختلاف و مشکلات به وجود بیاید بلکه اخوت اسلامی حفظ شود و جمهوری اسلامی با مشکلات مواجه نشود و اهل سنت هم وحدت ملی و هم امنیت ملی را حفظ کرده اند، لذا جامعه اهل سنت انتظار دارد که این فشارها برطرف شوند واهل سنتی که در قرون متمادی در سطح کشور اسلامی با برادران شیعه بوده اند، آزادی مذهبی و آزادی مشروعی که قانون به آنها داده است، داشته باشند.
خطیب جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه افزود: از نظام جمهوری اسلامی انتظار داریم که جلوی افراد قدرتمند یا بعضی نهادها و ارگانهایی که بر خلاف قانون اساسی، اعمال سلیقه نموده و از روی تعصبات فشار آورده اند را بگیرند و از اعمال سلیقه جلوگیری نمایند.
انتظار اهل سنت سطح کشور، رفع تبعیضات بین شیعه و سنی و بین اقوام و مذاهب ایرانی است و به همه با نگاه یکسان و با نگاهی که به دو برادر می شود، به آنها نگاه بشود. همه را به عنوان دید حکومتی، نه دید مذهبی نگاه کنند زیرا دید حکومتی دید وسیعی است و ما امیدورایم که در این سال و سالهای بعد شاهد نگاههای برابر باشیم به طوری که هیچ قومی بر قومی دیگر و هیچ مذهبی بر مذهب دیگری ترجیح داده نشود.
مسئولین بزرگوار و نظام باید همه را با دید یکسان و نگاهی که به دو برادر می شود و با دید حکومتی نگاه کنند نه با دید قومی و مذهبی و این چیزی است که ما مطمئینم امنیت ملی ما را تقویت می کند و جای حرفی برای هیچ کس نه در داخل و نه در خار ج نمی گذارد و تمام بهانه را از دست افراد افراطی و تندرو و دشمنان و زمینه سوء استفاده را از دست فرصت طلبان می گیرد.
لذا این مطالبی که گفته می شود به نفع نظام جمهوری، به نفع حاکم و به نفع وحدت و اخوت اسلامی است که همه ما دنبال آن هستیم.ایشان ادامه داد: ما نباید برای افراطیون از هر طرفی که باشند (از اهل سنت باشند یا از اهل تشیع) فرصت بدهیم که موفق شوند منطقه را ناامن کنند و افراد معتدل و عاقل منطقه را کنار بزنند. لذا این فرصت باید از تندروهای هر دو گروه گرفته شود و سیاست درست حاکم شود.
مولانا عبدالحمید در ادامه متذکر شد: ما از روی دلسوزی می گوئیم که سیاست باید اصلاح شود. در تمام دنیا مرسوم است که وقتی سیاستی جوابگو نباشد آن سیاست را عوض می کنند و به جای آن سیاست درست و کارآمدی را جایگزین می کنند و آن سیاست درست همان سیاستی است که رضایت ملت را بگیرد.
ما بر آن عقیده هستیم که هیچ حکومتی تنها با قدرت نظامی نمی تواند پایدار باشد، بلکه حکومتها با اعتماد مردم و جلب رضایت آنان پایدار می مانند.
لذا ما به عنوان یک کسی که خیرخواه نظام و خیرخواه اهل سنت و شیعه هستیم توصیه می کنیم که برای ایجاد وحدت ملی و امنیت پایدار در سیاست مقداری تجدید نظر شود و بر اساس اندیشه ای نو در صدد تحقق وحدت ملی برآئیم.مولانا در ادامه به وسعت دیدگاه جامعه اهل سنت اشاره کرد و فرمود: ما حتی تعرض به حقوق یهودیان، مسیحیان و دیگر اقلیتهای مذهبی در کشور ایران زندگی می کنند را حرام می دانیم.
ایشان ادامه داد: این را نیز باید یاد آوری کنم که این مطالبی که مطرح شد، نظر عموم علمای است که ما با آنها شناخت داریم و همه علمای منطقه در این مورد اتفاق نظر دارند و حساب عموم علما از افراد افراطی و تندرو کاملاً جدا است.
مولانا عبدالحمید افزود: این مطلب را به این خاطر یاد آوری کردم که یک زندانی را در یک محفل حاضر کرده بودند و اعترافاتی پخش شده بود مبنی بر اینکه علما به ما چیزی نگفته اند و ما را راهنمائی نکرده اند در حالی که کسانی که با علما رفت و آمد دارند و از نزدیک میشناسند می دانند که موضع علمای منطقه درباره این موارد چیست، و اینکه یک زندانی اعترافاتی بکند احتمال دارد که خیلی از حرفهای وی درست نباشد و به خاطر تطمیع یا وعده هائی که به او داده شده است چنین حرفهائی بزند، البته پخش اعترافات زندانیان در محافل عمومی کار مناسبی نمی باشد.

جنایتکاران باید کشته شوند


برخی چنین میاندیشند و توصیه می کنند که جانیان در حق ملت بلوچ بخشیده شوند چون یا بلوچ نیستند و یا از درد ملت بلوچ بی خبرند و از رنجها و مصیبتهائی که این ملت مظلوم از دست پاسداران رژیم کشیده اند مطلع نیستند.
چگونه فرزندان بلوچ به دار کشیده شوند و پاسدارانی که این فرزندان را دستگیر کرده و تا چوبه دار رسانده اند بخشیده شوند؟
چگونه جوانان بلوچ گلوله باران شوند و پاسدارانی که بی مهابا خون جوانان را می ریزند بخشیده شوند تا باز به جنایت علیه مردم ادامه دهند.چگونه علمای بزرگواری همچون مولوی عبدالقدوس و مولوی محمد یوسف ناخنهای دست و پایشان کشیده شوند و بدنشان اطو شود و با درل سوراخ شوند و جلادانی که با علمای ما چنین کرده اند مورد عفو قرار گیرند؟کلا و هرگز !!!این ممکن نیست که قاتلان بخشوده شوند!امکان ندارد به سفاکان مدال داده شود!می گویند سرباز هستند؟!
گویا جنگ در بلوچستان بین خامنه ای و مبارزین است!!نه چنین نیست!همین سربازان و پاسداران هستند که می کشند و قتل می کنند و تیرباران می کنند و جنایت می کنند و تجاوز می کنند و ....و باید کشته شوند تا دیگر پای به بلوچستان نگذارند.چندین بار به اینها هشدار داده شد که به بلوچستان نیایند و چندین بار آزاد شدند تا شاید به عقل آیند و به بلوچستان نیایند اما مثل اینکه متوجه نمی شدند و الان باید کشته شوند تا دیگر به بلوچستان نیایند و راحت جنایت نکنند و تمامی جنایتکاران بدانند که روزی به چنگال عدالت گرفتار خواهند شد و آنوقت قابل رحم و بخشش نخواهند بود.
دلاور بلوچ

هر جان داده شده هزارها جان دیگر را استقامت خواهد داد


نترس نترس نترس. هر قطره خون ریخته شده تقاسش پس گر... نترس نترس نترس.
هر قطره خون ریخته شده تقاسش پس گرفته خواهد شد.هر جان داده شده هزارها جان دیگر را استقامت خواهد داد. در تاریخ دنیا هیچ دولتی با کشتن مردمش دوام نخواهد آورد حالا چطور این ظاهر مسلمانان دوام خواهند آورد .
عزیزانم درخت آزادی با خون عزیزان و شهدا آبیاری میشود نه با آب. جنایات این قاتلان وسیلهٔ است برای آزادی مردم شجاع ایران. برای آزادی ملت ایران مقدس صد بار جان خواهم داد.هموطنان عزیزم: حضرت محمد با کفار جنگید امام حسین با کفار جنگید، آیا مردم مسلمان ایران کافرند چرا مردم مسلمان ایران قتل عام میشوند. بسیجی‌،پاسدار،ارتشی،دانشجو،بازاری ما همه ایرانی‌ و مسلمان هستیم.
تاریخ نشان داده که هر دولتی که مردم خودش را به هر دلیلی‌ کشت از کار بر خواهد افتاد و حضرت عظما،احمدی‌نژاد،بسیج و غیره استثنا ندارند.خداوند از ظلم هیچ شخصی‌ نخواهد گذشت. به نام اسلام جوانها کشته شدند به نام اسلام خانوادهها داغدار شدند حالا چطور میشه باور کرد که خدا وجود ندارد.
بسیجیهای عزیز،پاسداران از راه بدر شده دستهاتون را آغشته به خون معصومین نکنید.آزادی کلام،آزادی فکر و بیان انسان را کافر نخواهد کرد به اسلام و مسلمانان رحم کنید تا خداوند به شما رحم نماید.چاره ای‌ ندارم جز اینکه از ارتش مقدس بخواهم که این جنایات فقط به دست ارتش به انتها خواهد رسید.‌ای سرباز،ای نگهبان وطن ، به داد میهن و هموطنان برس.نقش آیات قرانی در پیشگیری از ناهنجاری‌های اجتماعی گاهی در جامعه اتفاق می افتد که شاهدین یک امر بدون در نظر گرفتن رضایت خداوند ورعایت حق مردم از شهادت واقعی کتمان می کنند وبهانه آنها این است که اگر حق مردم هم تضییع می شود ولی آنها خودر ا به دردسر نیندازند در صورتیکه در ایات زیر اشاره شده که کتمان شهادت یک عمل طالح وزشت است :۱۴۰و۱۴۶و۲۸۳بقره و۱۰۶مائده و۳۳انعام

۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

آتش بلوچستان شعله ورترخواهد شد!


بنا به گزارش ايرنا، مزدوران زابلی رژيم منفورو ددمنش حاکم برايران، چهره ضد انسانی خويش را بيش ازپيش آشکارساخته و۱۳ بلوچ بيگناه را صبح امروزسه شنبه ۱۴ جولای، درزندان مرکزی زاهدان اعدام کردند.
اين سند ننگين ديگری برجنايات نسل کشی آخوند خامنه ای خون آشام برعليه مردم آزاده بلوچ ميباشد که با ريختن خون هزاران جوان بلوچ طی سالهای اخير، سيرنشده وهمچنان ازمزدوران خويش دربلوچستان، خون جوان بلوچ می طلبد.اين سفاکان ضد بلوچ، بلوچستان وبخصوص زاهدان را به جهنمی برای بلوچها مبدل ساخته وهرلحظه که ولی فقيهشان احساس تشنگی کند، به خيابان ميريزند وتعدادی جوان بلوچ را دستگيرکرده وبا برچسب های ازپيش تهيه شده، اعدام ميکنند.
جرم بلوچها اينست که مذهب ديگری دارند، زبانشان با حکام يکی نيست، فرهنگ وآداب وسنن خاص خويش را داشته وبلوچستان سرزمينشان است.
بلوچها درسی سال ننگين حاکميت آخوندها برايران، بدترين مصيبتها را متحمل گشته وسالهای رئيس جمهوری احمدی نژاد،ازبدترينشان بوده است.
هزاران بلوچ توسط تفنگ بدستان رژيم تهران به اسارت درآمده وشديداً شکنجه ميشوند. دسته دسته به زندانهای استانهای ديگرمنتقل شده ومظلومانه حلق آويزميشوند و....
تمامی اين قساوتها به اين منظورصورت ميگيرند تا بلوچستانی آرام وباب طبع خويش جهت چپاول بيشترمردم بلوچ، داشته باشند. اما غافل ازآن که با ريختن خون بلوچ دربلوچستان، امنيت برقرارنخواهد شد وبا اعدام هربلوچی، دهها وصدها جوان ديگراسلحه برداشته وبه صفوف جنبش ومبارزين خواهند پيوست.
تجربه ۴ سال گذشته اين واقعيت را آشکارساخته است. آتشی که زابليها ودوستان تهرانی شان دربلوچستان برافروخته اند، با اعدام های دسته جمعی وقتل عام اخير، شعله ورترخواهد شد وروزی نه چندان دورگريبان متجاوزين وزورگويان را خواهد گرفت.
مبارزه ملت بلوچ هدفمند است وهيچ قدرتی را توان ازبين بردن آن نيست.
اميربلوچ۱۴ جولای ۲۰۰۹

اعدام چهارده تن از اعضاى "جند الله" در سیستان وبلوچستان ايران


العربیه : در حالى كه خبرگزاريهاى جهان توجه خود را به حوادث ومواضع نيروها و شخصيت ها در تهران متمركز كرده اند و خبرنگاران خارجى مستقر در تهران با بخشنامه ى رسمى دولتى براى تهيه گزارش مجاز به خروج از هتل هاى خود نيستند اخبارى از ادامه ى اعدامها در جنوب شرق ايران به گوش مى رسد.خبرگزارى نيمه رسمى فارس در روز سه شنبه 14/7/2009 گزارش داد كه تعدادى از افراد گروه ريگى (جند الله) بامداد امروز سه شنبه به دار آويخته شدند.اين خبرگزارى روز گذشته (دوشنبه) خبر از آن داد كه 14 نفر از اين تشكيلات مسلح از پيروان اهل سنت در شهر زاهدان (جنوب شرق ايران) در ملأ عام به دار آويخته مى شوند و يكى از اين افراد عبدالحميد ريگى برادر عبدالمالك ريگى رهبر تشكيلات جندالله مى باشد.اين در حالى است كه همين خبرگزارى در روز شنبه 6/6/2009 به نقل از اعلاميه ى روابط عمومى دادگسترى سيستان و بلوچستان گزارش داد عبدالحميد ريگى برادر عبدالمالك ريگى رهبر تشكيلات جندالله در سيستان و بلوچستان و يك عضو ديگر اين تشكيلات به نام رضا قلندرزهى در زاهدان به دار آويخته شدند. خبرگزارى فارس يادآور شده بود كه حكم صادره از سوى دادگاه انقلاب اسلامى در مورد اين 2 تن صادر شده و به اجرا درآمده است.ليكن از سوى ديگر ابراهيم حامدى رئيس تشكيلات قضايى سيستان و بلوچستان ضمن اعلام خبر اعدامها در روز سه شنبه 14/7/2009، اظهار داشت كه "عبدالحميد ريگى برادر عبدالمالك ريگى در اواخر اين هفته حلق آويز خواهد شد". وى توضيح داد كه اعدام افراد وابسته به جند الله در زندان صورت گرفته است.يادآور مى شود در ايران برخی از اعدامها را در ملأ عام انجام می شود. در همين رابطه در اولين روزهاى ماه ژوئن يكى دو روز بعد از وقوع انفجارى در مسجد على ابن ابى طالب زاهدان 3 نفر را به اتهام شركت در اين انفجار، در نزديكى مسجد به دار آويختند. اين افراد از سوى مقامات قضايى ايران متهم به وابستگى به "جند الله" بوده اند.استان سيستان و بلوچستان سالهاست كه شاهد حملاتى به نيروهاى دولتى و درگيريهاى متقابل مى باشد كه عمدتاً به "جندالله " نسبت داده مى شود. اين تشكيلات را شخصى به نام عبدالمالك ريگى رهبرى مى كند. او و پيروانش مى گويند كه براى احقاق حقوق قومى و مذهبى خويش مبارزه مى كنند وخواهان آزادى هاى مذهبى، مساوات قومى و زبانى، مشاركت در امور كشور و توسعه ى اقتصادى و فرهنگى منطقه ى خويش هستند.اين تشكيلات از سوى دولت ايران به وابستگى به امريكا و القاعده متهم شده است.مسئولان در تهران مى گويند كه "اين گروهك، يك تشكيلات تروريستى است كه با حمايت امريكا، افكار القاعده را پيش مى برد".

اطلاعیه جدید جنبش در مورد اعدام 13 جوان مظلوم بلوچ


بسم الله الرحمن الرحیم
و اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون
بدینوسیله جنبش مقاومت جندالله شهادت مظلومانه جمعی از جوانان مظلوم و بی دفاع را توسط جنایت پیشگان ولایت فقیه به شدت محکوم کرده و اعلام می دارد که به زودی انتقام این جنایت وحشیانه گرفته خواهد شد و مزدوران زابلی رژیم ولایت فقیه با این جنایت هولناک و قتل عام انسانی گور خود را کندند و به امید الله در عوض هر جوان شهید یک استشهادی فرستاده خواهد شد تا بدانند متجاوزان و زورگویان که فرزندان این دیار را باکی از مرگ نیست و از اعدام نمی ترسند که خود بر خود بمب بسته و بیگانگان خونخوار را به سزای اعمال ننگینشان خواهند رساند و ترساندن ملتی که فرزندانش خود بر خود بمب بسته و به پیشواز مرگ می روند حماقت و جهالت و نادانی رژیم را ثابت می نماید و نشان می دهد که دولتمردان رژیم ولایت فقیه هنوز از درک روحیات سلحشورانه و غیرتمندانه فرزندان مومن و مجاهد و مخلص بلوچستان قاصرند.
برای جنبش عبدالحمید و غیر عبدالحمید فرقی ندارد و اینجا روابط بالاتر از سطح خانواده هستند و همه جوانانی که بامداد امروز اعدام شدند فرزندان جنبش و برادران مبارزان هستند و رژیم فکر نکند که با اعدام نکردن عبدالحمید و اعدام 13 جوان مظلوم می تواند مانع عملیاتهای استشهادی شود،چرا که جنبش از آن همه مردم است و انتقام یکایک اعدامیان از رژیم گرفته خواهد شد.
اعدام جوانان بلوچ با هیچ اصل بشری و قانون الهی مطابقت ندارد و کاملا غیر اسلامی و غیر انسانی می باشد و حتی بزرگترین دشمنان اسلام و صهیونیستها با دشمنان خود چنان وحشیانه و غیر انسانی برخورد نمی کنند و زندانیان جنگجوی فلسطینی سالها در زندانهای اسرائیل می گذرانند و از مزایای قانونی برخوردار هستند و وکیل مدافع دارند اما رژیم ولایت فقیه به اندازه ای وحشی و جانی و پلید می باشد که ارزشهای بشری و اصول اخلاقی و قانون اسلامی در رفتارش جایگاهی ندارد و جوانان بی گناه و بی طرف که مرتکب هیچ جرمی طبق قانون پوسیده نظام ولایت فقیه نشده اند به اعدام محکوم می شوند و چنین بی رحمانه به شهادت می رسند.
لازم به ذکر است که اکثر اعدام شدگان هیچ ارتباط مستقیمی با جنبش نداشته اند و بناحق و فقط به خاطر نسبتهای فامیلی و یا فعالیتهای تبلیغاتی و فرهنگی اعدام شده اند.
در این میان جوان برومند و سلحشور شهید اسد وفائی(ساکن سرباز) از اعضای جنبش بود که مدت 4 سال در اوین زندان بود و چند ماه قبل آزاد شد و پس از چند روز باری دیگر و بدون هیچ اتهامی دستگیر شد و امروز اعدام گردید و گزارش دستگیری وی همان زمان به سازمانهای حقوق بشری داده شده بود.
جوانی دیگر طارق فرزند دادمحمد (ساکن سرباز) هم بدون هیچ اتهامی و فقط به خاطر اینکه برادرش عضو جنبش بود دستگیرشد تا برادرش مجبور شود بازگردد و هنگامیکه برادرش پاسخ رد داد رژیم طارق را محکوم به اعدام نمود.دیگر افراد اعدام شده هیچ ارتباطی با جنبش نداشتند و حتی برخی از آنان شهروند ایرانی هم نبودند و فقط به خاطر بلوچ بودن اعدام شدند که این امر ددمنشی و جنایت رژیم ولایت فقیه را اثبات می نماید و ثابت می کند که رژیم ولایت فقیه پابند هیچ اصل اسلامی و بشری نیست و فقط برای فریب دادن مردم نام اسلام را یدک می کشد.
رژیم ولایت فقیه با چنین اعدامهای وحشیانه ای حقیقت شیطانی و ابلیسی خود را نشان داد و بدین طریق خواست از ملت مظلوم و ستمدیده بلوچ انتقام گیرد که به امید حق ملت بلوچ و جوانان بلوچ انتقام این جنایت را از رژیم و مزدوران زابلی خواهند گرفت.
رژیم ولایت فقیه با این اعدام هدف انتقام گیری از مردم بلوچستان را دنبال نمود و هدف اصلی رژیم انتقام از تظاهرات جوانان زاهدان و آتش زدن خودروها و بانکهای متجاوزان بود که رژیم به خاطر خوشنود کردن مزدوران زابلی و دیگر متجاوزان این جوانان را اعدام نمود.
و همانگونه که جنبش در اطلاعیه قبلی اعلام کرده بود مسئولیت این اعدامها متوجه زابلیهای متجاوز و اشغالگر می باشد زیرا این اعدام با فشار زابلیها انجام گرفت و به امید حق انتقام سختی از متجاوزان و اشغالگران گرفته خواهد شد.واقعا جنایت و تجاوز به انتهای خود رسیده است که در سرزمین ملت بلوچ اقلیت 5 درصدی فاشیست زابلی بر جان و مال و ناموس مردم حکمرانی نماید و یک نظام کاملا آپارتاید حاکم نموده و هر کس لب به سخن گشوده و به روند موجود اعتراض نماید توسط زابلیها محکوم به اعدام گردد.
اما اگر فکر کرده اند با چنین جنایات و مظالمی می توانند جلوی حق خواهی و حق طلبی را بگیرند کورخوانده اند و فرزندان مومن و غیور و مجاهدان دلیر بلوچستان با تکیه بر ذات احدیت و با چنگ زدن به توحید و قران به نبرد خود ادامه خواهند داد و ما فرزندان توحید به وحدانیت الله سوگند یاد می کنیم که همچنان مردم را به سوی حق دعوت خواهیم داد تا زمینه قیام فراگیر مردمی و شکست و فروپاشی ظلم و جنایت را فراهم آوریم و ملتی که خون دهد و فرزندانش در ره عقیده و آرمان اعدام و شهید شوند دیر در بند اسارت نخواهد ماند.
جامعه اهلسنت و ملت بلوچ امروز به فرزندان دلیرش به خود می بالد و افتخار می کند که فرزندانش در راه دفاع از عقیده و سرزمین و مردم جام شهادت می نوشند و چوبه دار بوسه می زنند و خون شهیدان مبارزان را به عهد و آرمان شهداء متعهد نموده و مبارزان با اعدام یاران و دوستان خود به پیمان خود متعهد شده و سوگند یاد می کنند که تا آخرین قطره خون راه شهداء را ادامه می دهند و خون هر شهیدی تعهد نسبت به آرمان و هدف مقدس را در یکایک مبارزان می افزاید و در حقیقت شهدا با دادن خون به مردم و مبارزان می گویند که این راه را تا آخر ادامه دهید و این تعهد از مبارزان فراتر رفته و امروز تمام مردم خود را مدیون خون شهداء می دانند و در تلاش هستند تا به طریقی این دین و قرض را ادا نمایند و به همین دلیل است که هر چه رژیم اعدام می کند سیل جوانان به سوی کوهها افزوده می گردد مبارزات گسترده تر می شود.
در آخر جنبش مقاومت شهادت جوانان مظلوم و ستمدیده بلوچستان را محضر خانواده ها و ملت بلوچ و جامعه اهلسنت تسلیت گفته و از ایزد منان برای شهداء درجات بلند می طلبد.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

اسامی 13 جوان بیگناه بلوچ که امروز در زندان مرکزی زاهدان توسط زابلی های فاشیست و تندرو جام شهادت را نوشیدند


۱- منوچهر شه‌بخش فرزند اكبر
۲- محمدحسن شاهوزهي فرزند شي محمد
۳- عبدالرزاق رشيدي فرزند حسن
۴- يعقوب گمشادزهي فرزند الك
۵- عبدالواسط شيهكي فرزند قائم
۶- ادريس نوتي زهي فرزند ابراهيم
۷- عبدالقياس ديدن نارويي فرزند جمعه‌خان
۸- عبدالصبور رخشاني فرزند عبدالغفور
۹- اسدالله وفايي فرزند جان محمد
۱۰- عبدالخالق ميربلوچ‌زهي فرزند هيبت
۱۱- طارق آباديان فرزند دادمحمد
۱۲- يحيي ريگي فرزند عبدالواحد
۱۳- خليل احمد ريگي خالص فرزند عبداللطيف

۱۳۸۸ تیر ۲۲, دوشنبه

جندالله به دولتمردان ایران هشدار داد


در پی انتشار اطلاعیه دادگستري کل سيستان و بلوچستان مبنی بر اعدام ۱۴ نفر از اعضای گروه چند الله در روز سه شنبه ۲۳تیر ۸۸ ساعاتی پیش این گروه بیانیه شدید اللحنی صادر کرد که بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
همانگونه كه پيشبيني مي شد و جنبش در اطلاعيه هاي قبلي متذكر شده بود رژيم ولايت فقيه با دادن وعده تخفيف مجازات و تهديد به اعدام نزديكان جوانان را مجبور به اعتراف ساختگي نمود تا به زعم باطل خويش زمينه اعدام جوانان را فراهم سازد و پس از اعتراف گيري مضحك كه همه مردم به مسخره بودن و ساختگي بودن آن يقين داشتند حكم اعدام ۱۴ تن از جوانان مظلوم توسط بيدادگاههاي رژيم صادر شد.جنبش مقاومت جندالله اين حكم ظالمانه را به شدت محكوم نموده و به دولتمردان هشدار مي دهد كه كمي عاقلانه تر به اين موضوع بيانديشند و از گذشته درس بگيرند و بدانند اعدام و كشتار جوانان هرگز نمي تواند مانع مبارزه حق طلبانه شود و تاريخ چند ساله مبارزه و رفتار وحشيانه رژيم ثابت كرده است كه اعدام و كشتار نمي تواند جوانان بلوچستان را از مبارزه بازدارد بلكه اين اعدامها موجب رشد مبارزه و سبب پيوستن هزاران جوان ديگر به مقاومت مي شود.

کردستان؛ شکستن قفل مغازه ها توسط مزدوران رژیم


کردستان میدیا: روز دوشنبه 22 تیرماه 1388، مردم میهن‎پرست شهرهای مهاباد، نقده، اشنویه، پیرانشهر، بوکان و سقز در بیستمین سالروز ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو، کلیه‎ی بازارها را تعطیل نمودند.نیروهای رژیم در مهاباد با شکستن قفل چندین مغازه قصد داشتند از تعطیلی بازار جلوگیری نمایند اما مردم علیرغم تمامی فشارها به اعتصاب خود ادامه دادند. همچنین مردم روستاهای تابعه‎ی این شهرها نیز از سفر به شهر در این روز خودداری نموده‎اند.خبرگزاری کردستان همچنین گزارش داد از نخستین ساعات صبح زود دوشنبه 22 تیرماه، مغازه‏داران و بازاریان شهر بانه دست به اعتصاب زدند.در این اعتصاب گسترده کلیه‏ی مغازه‏ها و بازارهای شهر بانه به حالت تعطیل درآمده و مردم روستاهای تابعه از رفت و آمد به شهر خوداری نموده‏اند.

وبلاگ؛ انتقام خون شهید سهراب اعرابی را خواهیم گرفت


وبلاگ سهرابستان
سهراب اعرابی 19 ساله زیر وحشیانه ترین شکنجه ها شهید شد. ضربات هولناک کابل جانش را ذره ذره از بدن گرفت. مادرش همچو مرغی پرکنده بیرون دیوارهای قصر ضحاک، اوین، بال بال می زد و دلبندش را می‌جوئید. دیوارهای سرد و نفرت‌انگیز قصر ضحاک مانع از این نمی‌شد که فریادهای درد و رنج سهراب زیر شکنجه دژخیمان خامنه‌ای را مادر نشنود. صدائی هماره در گوش مادر لرزه بر اندامش می‌انداخت ولی مهر مادرانه مانع از این می‌شد که او ناله‌های بلند عزیزش را آنگونه که هست بشنود، او بجای ناله‌‌ها، نجوای پسرش را می‌شنید که مادر را صدا می‌کرد، او تعمداً می‌خواست تا بجای ضجه‌های فرزندش صدای مادر مادر او را بشنود، مهر مادری به او اجازه نمی‌داد که رنج فرزندش را باور کند.مادر سهراب جلوی قتلگاه اوین از هر زندانی تازه آزاد شده‌ای سراغ فرزندش را می‌گرفت و از همه آنها می‌پرسید آیا اذیت هم می‌کنند؟ عطوفت مادری حتی در کلام نیز مانع از این می‌شد که بپرسد آیا می‌زنند؟ آیا شکنجه می‌کنند؟امروز اما همه ایران، همه دنیا، همه آنهایی که هنوز انسان هستند صدای فریادهای دردآلود سهراب را می‌شنوند. امروز دختران و زنان شیردل و پسران و مردان شجاع ایرانی در سوگ سهراب اشگ می‌ریزند و همنوا با مادر سهراب مویه می‌خوانند.قسم به اسم آزادی. به لحظه ای که جان دادیبه لاله ی در خون خفته. شهید دست از جان شستهبه قلب از هم پاشیده. شهیدِ در خون قلتیدهقسم به فریاد آخر. به اشک لرزان مادرکه راه ما. باشد آن. راه تو . ای شهیدهمه به پیش. همه به پیش. به یک صدا. “جاویدان ایرانه عزیز ما”و تو ای همسر و فرزند شکنجه گر اوین، دریغ از تف که بصورت این بیشرم بیاندازید، فقط به او بگوئید تکه‌های گوشت و پوستی را که بهنگام کوبیدن کابل به کف پاهای سهراب به صورتش چسبیده را بما پس بدهد، ذره ذره وجود سهراب برای ما مقدس است. به او بگوئید با اینکه دهها بار دستانش را شسته، هنوز دستانش خونینند، خون جوانان ایرانی هرگز محو نمی‌شود، به او بگوئید اینقدر نلرزد، او که خدا را سالها است در وجودش دفن کرده، دیگر از چه می‌ترسد؟و تو ای خامنه‌ای ضحاک، امروز اجدادت، شمر و یزید بتو افتخار می‌کنند. هفتاد میلیون سهراب ایرانی تبار بدنهای خود را برای شلاقهای تازی اشغالگر آماده کرده‌اند، ما بیشماریم، ما ایرانیم، تو را به همانجایی که جدت یزید دفن است خواهیم فرستاد.و تو ای ایرانی، هر جا که هستی لحظه‌ای درنگ کن، به روح بلند سهراب درود بفرست، مشتهایت را گره کن، دندانهایت را بهم بفشار و آماده کندن ریشه اشغالگران و اهریمنان از خاک پاک ایران باش، اشگهایت را پاک نکن، گریه ما از خشم است.باید همه در ایران و در هر جای دنیا دست بدست هم دهیم و با تمام توان سوگ سهراب را عالمگیر کنیم، سهراب در زندان دژخیمان و زیر شکنجه شهید شده است، برای نجات دیگر سهرابهای در بند و برای اینکه فردا جنازه سهراب دیگری را تحویل مادرش ندهند باید آنقدر این جنایت برای جنایتکاران گران تمام شود تا از تکرار آن پشیمان شوند. به گوش هر کس، ایرانی و غیر ایرانی، به هر مرجع و سازمانی و به هر ارگان و جمعیتی سوگ سیاوش را برسانید.

فردا در زاهدان 14 تن از جوانان مظلوم ملت بلوچ توسط رژیم دیکتاتور به سرکردگی زابلی های تندرو در ملاء عام مظلومانه اعدام میشوند

امروز رژیم دیکتاتور در طی اعلانیه ای که در تمام سایتهای مزدورش نشر گردید مبنی برفردا 14 تن از جوانان ملت بلوچ در ملاء عام مظلومانه اعدام میشوند در این اعلانیه از فا شیست های زابلی و بسیجی های تندرو خواسته شده است که فردا در روز 23 تيرماه جاري و راس ساعت 6/30 بامداد در محل به شهادت رسانیدن جوانان مظلوم بلوچ شرکت کنند.
متن اعلانیه ی رژیم در سایتهای مزدورش

اعدام چهارده شهروند بلوچ را متوقف کنید

فعالان حقوق بشر در ایران

بنا به اعلام دادگستری استان سیستان و بلوچستان 14 متهم به فعالیتهای سیاسی یا امنیتی فردا راس ساعت 6 و 30 دقیقه صبح در ملاء عام در شهر زاهدان اعدام خواهند شد.فارغ از اینکه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران باور دارد اعدام موجب ایجاد ناهنجاری در جامعه می شود و نظم و نسق جامعه و حيات اجتماعی را دچار خلل کرده و خشونت را ترويج می‌کند.این مجموعه باور یافته است اعدام 14 بلوچ در سحرگاه فردا و در ملاءعام تنها واکنشی به رویدادهای اخیر این منطقه و نشات گرفته از فضای سیاسی و امنیتی این نقطه از کشور است بر این اساس احکام مذکور را نه احکامی حقوقی که سیاسی میخواند.اسامی این 14 زندانی به جز یک تن (عبدالحمید ریگی) مشخص نیست، زمان و محل های بازداشت آنان مشخص نیست، وکیل مدافع منتخبی در پرونده حضور نداشته است، حداقل یک زندانی احراز هویت شده این پرونده ماهها در سلول انفرادی نگهداری شده است. در زمان بازداشت این افراد منابع محلی از شکنجه و بدرفتاری با آنان اطلاع داده بودند. این افراد در دادگاهی غیر علنی محاکمه شده اند و مراحل مختلف پرونده منجمله تجدید نظر یا دیوان عالی روشن نیست چگونه طی شده است. در مجموع رویه محکوم شدن این افراد منطبق با قانون و معیارهای حقوقی پذیرفته شده ارزیابی نمی گردد.لازم به ذکر است مجموعه گزارشاتی دریافت نموده که حاکی از اعدام این افراد با لباس محلی بلوچی همچون سه اعدامی پیشین این شهر در ملاءعام است، مطمئناً این اقدام غیرقانونی علاوه بر مضرات نفسه اعدام باعث ایجاد تنفر قومی و ترویج خشونت در سطح منطقه می شود.از این رو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از مقامات قضایی کشور می خواهد ضمن حفظ احترام به حقوق اقلیتهای ملی با متوقف کردن اجرای احکام اعدام این شهروندان علاوه بر جلوگیری از افزایش نفرت و خشونت در این منطقه محروم کشور مقدمات برگزاری یک محاکمه عادلانه و علنی را بر پایه معاهدات و مقاوله نامه های جاری فراهم آورند.این مجموعه همچنین از سایر مدافعان حقوق بشر و نهادهای ذیربط خواستار واکنش مناسب نسبت به موضوع مورد اشاره و تلاش برای توقف احکام اعدام این شهروندان بلوچ دارد.

اعتصاب عمومی کردستان آغاز شد


امروز سه شنبه اعتصاب عمومی کردستان در حمایت از جنبش آزادیخواهانه مردم سایر نقاط ایران آغاز شد.
بر اساس گزارشاتی که به روانیوز رسیده است، در پی درخواست نهادهای حقوق بشری، دانشجویی، صنفی و سیاسی کردستان برای اعتصاب سراسری یک روزه در کردستان ایران، امروز سه شنبه شهرهای کردستان در حمایت از جنبش آزادیخواهانه ی مردم سایر نقاط ایران به سر کارهای خود نرفته اند.
گزارشگر روانیوز از شهر سقز، دومین شهر بزرگ استان کردستان گزارش میدهد که علیرغم اخطارهای غیر رسمی نهادهای حکومتی، نزیک به ۹۰ درصد بازار و اماکن عمومی این شهر در اعتصاب به سر برده و همچنین قرار است تجمعی آرام و مدنی در یکی از میادین این شهر برگزار شود.

سوالی از آقای منتصب


آقای منتصب ، سکوت را دیر یاد گرفتید

آقای منتصب ، چرا دیگر سخنرانی نمی کنید ؟

آقای منتصب ، چرا دیگر در صدا و سیما مستقیم با مردم صحبت نمیکنید؟

آقای منتصب ، چرا دیگر اقتدار ایران را به رخ کشورهای غربی نمی کشید ؟

آقای منتصب ، چرا دیگر از آن سخنرانی های هیتلری و مبارز طلبی نمی کنید ؟

آقای منتصب ، چرا سفرهای خارجی شما یکی یکی لغو می شوند ؟

آقای منتصب ، چرا دیگر حتی به سفرهای استانی نمی روید ؟

آقای منتصب ، چرا دیگر از افتخارات و دستاوردهای دولت خود نمی گویید ؟

آقای منتصب ، چرا دیگر از فرمایشات امام زمان که شخصا به شما می فرمودند ، ما را مطلع نمی سازید ؟

آقای منتصب ، خبرنگاران رسانه های خودتان که زندانی نیستند ، چرا حتی در بین آنها هم ظاهر نمی شوید ؟

آقای منتصب ، چرا دیگر پرونده ای را افشا نمی کنید ؟

آقای منتصب ، هندوراس هم یکی از آن کشورهایی بود که از شما برنامه خواسته بود ؟

آقای منتصب ، به آنها هم برنامه ی کودتا داده بودید ؟

آقای منتصب ، چرا دیگر سکوت کرده اید ؟

آقای منتصب ، حالا یاد گرفتید هر حرفی را نباید گفت ؟

آقای منتصب ، حالا یاد گرفتید به مردم نباید دروغ گفت ؟

آقای منتصب ، حالا دیدید در مقابل اراده ی مردم نمی توانید پشت این و آن مخفی شآقای منتصب ، حالا فهمیدید که با “منم منم” گفتن “نیم من” هم نمی شوید ؟

آقای منتصب ، حالا دیدید مردم فرق “ریحان” و “علف هرز” را بهتر از شما می دانند ؟

آقای منتصب ، حالا دیدید “خس و خاشاک” کیستند ؟

آقای منتصب ، یادگرفتید که با مردم چگونه صحبت کنید ؟

آقای منتصب ، خیلی برایتان سخت است وقتی می بینید که فقط یک مهره بودید و اگر بال و پری به شما داده می شد ، مصلحت اینگونه ایجاب می کرد ؟

آقای منتصب ، حالا محبوبیت خود را درک کرده اید ؟

آقای منتصب ، دیدید که اگر کل حکومت هم پشت شما باشد ، مشروعیت شما در دستان مردم است ؟

آقای منتصب ، چرا سکوت کرده اید ؟

آقای منتصب ، چرا دیگر چشم جهانیان بجای اینکه بر شما خیره باشد ، بر مردم خیره شده ؟

آقای منتصب ، چرا دیگر از هاله ی شما خبری نیست ؟

آقای منتصب ، حالا دیدید این مردم هستند که باید امری را تایید کنند ، نه مجلس نگهبان و پاسبان شما ؟

آقای منتصب ، چرا متحدان شما هم سکوت کرده اند ؟

آقای منتصب ، یاد گرفتید که اگر حقیقتی را “انکار” کنید ، خودتان “محو” خواهید شد ؟

آقای منتصب ، چرا سکوت کرده ای ؟

آقای منتصب ، دیدید حکم تنفیذی که امضای مردم پای آن نباشد “کاغذ پاره ای” بیش نیست ؟

آقای منتصب ، دیدید با رها کردن تعدادی سگ هار بین مردم هم نمی توانید آنها را ساکت کنید ؟

آقای منتصب ، اراده ی مردم را دیدید ؟

آقای منتصب ، حضور مردم را دیدید ؟

آقای منتصب ، حماسه سازان حضور را دیدید ؟

آقای منتصب ، دیدید مردم ، جهان را بدون ماهواره ی شما زیر پوشش قرار دادند ؟

آقای منتصب ، دیدید مردم ، جهان را بدون انرژی هسته ای شما منفجر کردند ؟

آقای منتصب ، حالا مردم را دیدید ؟

آقای منتصب ، حالا مردم را شنیدید ؟

آقای منتصب ، چرا سکوت کرده ای ؟

آقای منتصب ، حالا معنی این آیه را فهمیدی “الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ” (امروز بر دهانهای آنان مهر مىنهيم)

آقای منتصب ، حالا معنی این آیه را یادگرفتی “وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا” (با مردم به زبان خوش سخن بگویید)

آقای منتصب ، چرا سکوت کرده ای ؟

آقای منتصب ، حالا یاد گرفتی که “ادب مرد به ز دولت اوست” ؟

آقای منتصب ، حالا یاد گرفتی که “يا سخن آرای ، چومردم بهوش – يا بنشين ، همچو بهائم خموش” (سعدی)

آقای منتصب ، چرا سکوت کرده ای ؟

کمک هلند برای مقابله با سانسور اینترنت در ایران/تصویب ١ میلیون یوروئی دولت هلند برای آزادی سازی اینترنت در ایران


لاهه ٧ ژولای ٢٠٠٩- در واکنش به فراخوان «شکستن سکوت» که هفته پیش در رسانه های هلندی و ایرانی به چاپ رسید (۱)، شماری از احزاب سیاسی حاضر در پارلمان هلند لایحه هائی را ارائه دادند که بر اساس آن از دولت خواسته شد تا در چارچوب اتحادیه اروپا اقداماتی را بر علیه حکومت ایران در پیش گیرد. از جمله تصمیماتی که در مجلس در این زمینه اتخاذ شد، تخصیص بودجه جهت کمک رسانی به امر انتشار اخبار و اطلاعات مربوط به ایران است. همچنین نمایندگان مجلس هلند به این توافق دست یافتند تا ممنوعیتی برای فروش فن آوری سانسور و فیتلرینگ اینترنتی به دولت ایران مقرر دارند. آنها از شرکتهای زیمنس و نوکیا درخواست کردند تا سود حاصله از فروش فن آوری مربوطه به ایران را در اختیار سازمانهائی که برای دستیابی آزاد به وسائل ارتباط جمعی تلاش میکنند، قرار دهند.
بحث فوری در مورد ایران در پارلمان هلنددر یک نشست فوری مجلس هلند در تاریخ ۲ جولای در ارتباط با وضعیت ایران چندین طرح مرتبط با بهبود بخشیدن به امر اطلاع رسانی برای ایرانیان در ایران مورد بحث و مذاکره قرارگرفت که نتیجتا به توافقاتی نیز دست یافت. در فراخوانی که جمع iProxyIran نخست در روزنامه به چاپ رساند و سپس به آقای ماکسیم فرهاخن وزیر خارجه هلند تقدیم کرده بود روشهائی از جمله در اختیار قرار دادن سرورهای پراکسی (proxyservers) در جهت دسترسی آزاد به اینترنت در ایران پیشنهاد شده بود. جمع iProxyIran این فراخوان را در حالی به مجلس تقدیم کرد که تظاهرات اعتراضی مردم ایران به تقلبات گسترده در انتخابات با خشنونت ددمنشانه و انسداد کامل تمامی امکانات خبر رسانی پاسخ داده شد و در رهگذر این انسداد خبری رژیم توانست به دستگیری گسترده سازمان دهندگان جنبش اعتراضی و آزار و شکنجه مخالفین مبادرت کند.
ادامه مطلب

جنازه ها را سیمان گرفته تحویل می دهند تا آثار شکنجه معلوم نشود


تحویل جنازه های جانباختگان وقایع پس از انتخابات 88 در تهران و شهرهای مختلف به خانواده هایشان آغاز شده است. به نظر می رسد دادستانی تهران، به ریاست مرتضوی و دیگر دستگاههای امنیتی و قضایی منتظر بودند 18 تیر تمام شود و جنازه حانباختگان را که بیشتر آنها در 25 خرداد و پس از آن در خیابانها و یا براثر شکنجه در زندانها کشته شده اند، تحویل دهند. هم اکنون، در آگاهی شاهپور، 50 عکس متعلق به جانباختگان وجود دارد که از خانواده ها می خواهند با مراجعه به آنجا عزیزان خود را شناسایی کنند. سهراب اعرابی جوان 19 ساله ای که روز 25 خرداد تیر خورده و روز 28 خرداد جنازه اش تحویل پزشکی قانونی کهریزک شده، تنها یکی از این 50 نفر بوده است. هیچ مقامی پاسخ نمی دهد سهراب در این سه روز کجا بوده است. یکی دیگر از خانواده ها، جنازه پسرش را در حالی برای دفن تحویل گرفته که تنها صورتش مشخص بوده و تمام بدنش را سیمان گرفته بودند. مشخص است که ماموران قضایی و امنیتی نمی خواسته اند خانواده متوجه آثار شکنجه شدید شوند. در شهر اهواز هم تحویل جنازه ها به خانواده ها شروع شده است اما خانواده ها را به شدت تهدید کرده اند تا از اطلاع رسانی یا پیگیری قضایی برای با مجازات رساندن عاملان شکنجه و قتل خودداری کنند. خانواده هایی که اعتراض می کنند با تهدید اینکه فرزندان دیگرتان را نیز به قتل خواهیم رساند مواجه می شوند. باید کاری کرد

عملکردھای رژیم حاکم در تھران در بلوچستان، ایران و جھان

چرا رژیم در بلوچستان دست بی این ھمہ جنایت می زند؟


بلوچستان دیرگاھی است کہ بہ کشتارگاه ابدی رژیم تمرکز گرای باصطلاع اسلامی ولایت مطلقہ فقیه و بر مسند قدرت نشستگان تهران تبدیل شده است.

روزی نیست فرزندان دلاور و ستم تحمیل شده این دیار کهن، شیر زالان و شیر مردان بلوچستان شاهد اعدام های سومیتریک در سیاه چالهای رژیم ولایت فقیه نباشند.
روزی نیست رژیم جھل وجنایت ولایت فقیه وآپارتاید تهران، مردم این دیار پهناور و تاریخی را در خانه ها، جاده ها، کوههای مریخی بلوچستان، بیمارستان ها و کوچہ و بازار به کام مرگ از قبل تعین شده نکشاند.

چنین روزی نیست فرزندان این سرزمین مفتوح، تاراج شده و حصار کشیده با نیروهای ناخوانده حاکمان تھران نشین ولایت فقیه در گیر نشوند. کم اتفاق می افتد روزی یا هفته ای سپری شود و فرزندی ازفرزندان ملت بلوچستان اعدام نشود.

چرا بیش از پنجاه در صد از اعدام های کل کشور، اعدام هایی که رسما تایید می شوند،کہ معمولا رقم واقعی همیشه و بمراتب بیشتر آن است، در بلوچستان صورت می گیرد۔ این در حالی است که جمیعت کل ملت بلوچ بنا بہ آمامارھای رسمی خودشان کمتر ازپنج در صد جمیعت کل کشور می باشد.

چرا برای اولین باراحکام قرون وسطایی قطع دست و پا در بلوچستان بمورد اجرا در می اید.

چرا رژیم جھل جنایت ولایت مطلقہ فقیه هیچ ابایی در رابطه با اعدام های بدون وقفه بلوچستان ندارد۔ رژیم با بیشرمی تمام اظھار می کند که افرادی را کہ بلا فاصله بعد از انفجار در تجمع مرصادی ها در زاهدان اعدام شدند، هیچ گونه نقشی در آن انفجارنداشته اند ولی باز هم اعدام شدند.

چرا برادر واجه عبدالمالک واجه عبد الحمید جزه اعدام شدگان اعلام شدند وبعد از گذشت چندین روز اعدام ایشان تکذیب وگفتہ شد کہ کسی دیگر بجای وی اعدام گشته ۔ این بلوچ کی بود و برای چی اعدام شده بود.

چی شد با قاتل رویا سارانی دوزاده ساله.

چی شد با قاتلان مولوی ها.چی شد با قاتلان مهرنهاد.

چی شد با قاتلان هزاران بلوچ.
این ها شمہ ای از سوالاتی هستند که هر بلوجی از خود می پرسد.

رژیم و انتخابات اخیررژیم

جھل ولایت فقیه قوانین مصوب و مورد قبول خود را نیز احترام نمی گذارد و در انتخابات اخیر ریاست جمهوری دست به کم نظیر ترین تقلبات زد۔ و این تقلبات انقدر عریان بود که فرزندان مومن، دست پرورده و گلچین شدہ خود رژیم را بهت زده و حیران وادار به اعتراض نمود. رژیم اعلاحضرت علی خامنه ای که شدیدا در درون منفور و در خارج ترد شده، کاندید موردنظر خود را برنده انتخابات اعلام کرد. بقیه کاندیدھای خودی با بی مهری پدر مهربان" گود فادر" مواجه شدند و آنها متقابلاهمچون فرزندی نافرمان دست به نافرمانی زدند.
مردمی که سی سال در زیر یوغ نظام "دیکتاتوری تئوکرات" که یونانی ھا دوهزار و پانصد سال پیش آن را بدترین نوع سیستم حکومتی، تشریح کرده بودند، به دنبال کوچکترین فرصت و بهانه ای بودند تا بتوانند در چار چوب محدودیت های موجود نارضایتی و انزجار خود را نمایان کنند۔ مردم با بیرون امدن خود و استفادہ از این فرصت مخالفت خود را از وضع موجود جار زدند. ملل ساکن در ایران ھیچگونہ امیدی بہ ظاھر رفرمیستی چون موسوی نداشتہ و ندارند. جامعه چند ملیتی ایران به خوبی در یاد دارد که چطور شاهنشاه رفرمیست ها اقای خاتمی در در دو دوره چه رفرم های را پیاده کرد.

در انتخابات اخیر مردم به این چشم انداز که با عدم شرکت و یا با رای دادن به کاندیدایی کہ موردنظر "گودفادر" نبود مشروعیت کل نظام را زیر سوال ببرند.رژیم جھل ولایت فقیه با اتفاقات اخیر ضعیف ترین دوران خود را در این مدت سی سال را لمس می کند، از یک طرف حاد شدن تضاد های درونی نظام، از طرفی دیگرفشارهای سیاسی در درون جامعه چند ملیتی و از طرف ثالث فشار های اقتصادی که خواهان رفرم های ساختاری و ازادی بیشتر و فضای باز با جامعه جهانی که در معادله کنونی درونی سیستم و جهانی، بندرت کسانی پیدا می شوند که باور کنند که رژیم های با چنین ساختارهای ایدولوژیکی و با چنین استراتژی سیاسی و اقتصادی موفق به ادامه حیات خواهد بود.



رژیم و جھان

با دادن بلیط ریاست جمهوری از جانب علی حامنه ای به محمود احمدی نژاد جامعه جهانی در مقابل یک معمای بسیار پیچده قرار داده شده است. رژیم تهران که عاجز از از حل مشکلات و معضلات جامعه چند ملیتی ایران است، اما در خارج نیروهای شرور و پر قدرتی درست کرده و بر آنها نفوذی بلا مقابله برخوردار است. رژیم با کمک این نیروھا، با مهارت خاصی جامعه جهانی را در یک دو راهی بسیار سختی قرار داده و هر لحظه که بخواهد با کمک محورھای شرارتش جامعه جهانی را به چالش بطلبد .

بیایم با هم نگاهی کوتاه در رابطه با حوادث اخیر اطرافمان یعنی خاورمیانه بزنیم تا ببینیم چرا دنیا اینقدر در مقابل این رژیم دروغگو از خود بردباری نشان می دهد، در صورتیکه وجود آن برای دنیا هیچ چیز به ارمغان نیاورده بلکه باعث شرارت و نقض مکرر قوانین،میعادها و کنوانسیون های بین المللی بوده است و بس .
از طرفی رژیم جھل ولایت فقیه در لبنان میلیارد ها دلار برای اھداف بیھودہ و متجاوزانہ خود برای ایجاد آشوب و بلوا در خاورمیانہ در شمایل حزب اللہ صرف نمودہ است۔ این دلارها بایستی در بلوچستان, الاهواز, کردستان, اذربایجان و جاهای دیگر سرمایه گذاری می شد. و اگر می شد ساختار کلی رفاہ اجتماعی و زیر بنای اقتصادی این مناطق دگرگون می شد. ولی نشد و دلیلش به احتمال قوی بر این تئوری استوار باشد "غلامی در خانه است احتیاج به سرمایه گذاری ندارد"۔ در انتخابات لبنان با وجودیکه میلیارد ها دلار بر روی حزب االله سرمایه گذاری شده بود، باز هم احزاب متمایل به غرب برنده انتخابات شدند و حزب الله بلاجبار بہ پیروزی انها تن در داد.

سوریه از جمله محدود رژیم های است که رابطه ای نزدیک با رژیم جاھل تھران دارد و نزدیک ترین متحد آن در منطقه می باشد، در حال تغییر مواضع قبلی خود دردر قبال تھران است و چنین پیداست که احتمال تقاطع مسیر آن دو از واقیعت دور نیست۔
از طرفی دیگر رژیم جھل و جنون و جنایت ولایت فقیه که نه تنها اھرمھای فشار از قبیل حزب الله, حماس, شبعه نظامیان شیعه و سنی عراق افغانستان، بحرین وووو ثبات منطقه و جهان را به خطر انداحته ،با برنامه اتمی خود باز هم معضلی بر معضلات جھان افزودہ است.
دنیا بر حسب سنت های دمکراتیک یعنی دیالوگ که در حال جا افتادن در جامعه جهانی است و بر حسب کدهای سیاست بین المللی و مذاکره در پشت میزها، رژیم تھران را بصورت طرفی ناخواسته به جامعه بین المللی قبولانده است. همانطوریکه تابحال هر نوع مذاکره با آن بی ثمر بوده و به احتمال قوی مذاکرات آیندہ هم با آن بی ثمر خواهند بود.
جامعه بین المللی قبل از شروع جنگ جهانی دوم با هیتلر هم مذاکره می کرد و نتیجه ان مذاکرات باعث تقویت و تسلط حزب نازی بر المان و اشغال کشورهای همجوار انجامید.
دولت جدید اقای اوباما که با سیاستی ملایم و بر حسب احترام متقاقبل بین المللی استوار است، در رابطہ با مسایل و مناطقی که ایران سرمایه گذاری های هنگفت و استراتژیکی کرده است در جهتی در حال حرکت است که مانع تقویت یا حداقل کمرنگ کردن انها یعنی نفود ایران است. برای مثال اعتقاد اقای اوباما در رابطه با مسئله فلسطین و از طریق سیاست دو دولت یعنی دولت اسرائیل و در کنار ان دولت فلسطین است.
سیاست دولت جدید اقای اوباما در قبال خاورمیانه بر خلاف سیاست های دو ریئس جمهور پیشین ایاالت متحده امریکا یعنی اقایان کلینتون و بوش که فقط در اواخر دوره دوم ریئس جمهوری خود شروع به فعالیت کردن دراین ضمینہ بودند، اما اقای اوباما در اوایل مندات دوره ریئس جمهوری خود با انرژی فوقالعاده و جھت گیری مثبت مسائل خاورمیانہ در دستور کاری خود گنجانده است و با شفافیت بیشتری دست به انتقاد اسرائیل در رابطه به درست کردن شهرک های یهودی نشین پرداخته است.
البته در انتظارنتایج معجزه گونانه نباشیم که مسئله فلسطین یک شبه و یا به همین زودیها حل و فصل خواهد شود. حل چنین مشکلاتی که ریشه تاریخی بسیار پیچده و بغرنجی دارند، لازم وقت و فداکاری های تلخ همه جوانب درگیر می باشد. با روی کار امدن اقای نتانیاهو شاید حل مسئله فلسطین تا اندازہ ای پیچده تر شده باشد ولی با وجود این اقای نتانیاهوبرای اولین بار تئوری دو دولتی را قبول کرده و در سوی دیگرجنبش حماس که منکر وجود اسرائیل است موافق با راه حل دو دولت است اما به شرطی که اسرائیل به مرز های قبل از جنگ شصت و هفت برگردد. با وجود اینکه دو طرف خواهان حل مسئله هستند، یک سری شک و تردید های ریشه ای در نیت شان نمایان است و گفتنش مشکل است که این شک و تردید ها چقدر غیر قا بل حل هستند.
اکثربه قریب ناظران سیاسی بین المللی بر این اتفاق رای دارند که فقط یک دولت راست گرا در اسرائیل قدرت توقف ساختن شهرک های یهودی را در فلسطین و فقط جنبش حماس قدرت توقف راکت پرانی به طرف اسرائیل را دارد. در این راستا توقف شهرک های یهودی و راکت پرانی هر دو قضیه ای هستند که همزمان بایستی حل شوند تا روند صلح به جلوه رانده شود.
اگر اقای اوباما جدا خواهان مانع نفوذ ایران در منطقه است، پس بایستی به نتانیاهو فشار بیاورد که با جدیت بیشتر بر سر میز مذاکره بر گردد.
در حال حاضر خاورمیانه بدترین وضیعت بی ثباتی خود را تجربه و شکننده ترین دوران خود را سپری می کند، ولی می شود وضیعت را بهتر کرد بشرط انکہ رژیم جنایت کار جمہوری اسلامی پیش از رسیدن بہ اھداف شوم داخلی و خارجی اش مہار شود.
محمد زین الدینی, از جنبش ملی بلوچستان- \پهره

۱۳۸۸ تیر ۲۱, یکشنبه

به 1000000 امضا برای "محکوم کردن سرکوب مردم ایران" نیازمندیم



https://secure.avaaz.org/en/iran_stop_the_crackdown/
در این پتیشن نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران را محکوم و همچنین از جامعه جهانی درخواست شده که دولت جدید ایران را به رسمیت نشناسند.

اعتراف؛ اعتیاد نيروهای مسلح رژیم به مواد مخدر


خبرگزاری حکومتی فارس: رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح پيش از ظهر امروز در همايش استاني پيشگيري از وقوع جرم در نيرو‌هاي مسلح كه در سالن انصار فرماندهي نيروي انتظامي استان قم برگزار شد، در سخناني اظهار داشت: انسان ويژگي‌ها و پيچيدگي‌هاي بسياري دارد.حجت‌الاسلام و‌المسلمين علي نيك‌نهاد تصريح كرد: ما بايد تلاش كنيم تا انسان را در مسير درستي تربيت كنيم. خداوند براي تربيت بشر ‌مسيري را تعيين كرده است و در آن مسير پيامبران و قرآن را قرار داده است.رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح افزود:‌ متاسفانه امروز مواد مخدر نيروهاي مسلح ما را تهديد مي‌كند و ما بايد براي پيشگيري و مقابله با اين تهديد راهكار‌هاي لازم را اتخاذ كنيم. ما بايد نيرو‌هاي متخصص را به كار بگيريم تا بتوانيم راه‌هاي مقابله با تهديدات را پيدا كنيم.

فیلم؛ لباس شخصی های چینی همکار خامنه ای و احمدی نژاد

مسلمانان چینی، آلمانی و فلسطینی؟


در راستای اینکه دولت فخیمه ایران خیلی طرفدار مسلمانان جهان بوده و بخاطر کشته شدن یک مسلمان آلمانی که احتمالا از دست بقیه مسلمانان کشور خودش فرار کرده بود و به آلمان رفته بود، مراسمی بپا کرده و دادار دودور راه انداخته است. و با توجه به اینکه بیش از 150 مسلمان چینی در هفته گذشته توسط دولت دوست و رفیق و برادر چین کشته شده اند همان که عرقش را با آمریکایی ها می خورد، ورقش را با ژاپنی ها بازی می کند، ولی معامله اش را با ما می کند. هزاران نفر هم زندانی شده اند و دولت ایران چون فقط در مسائل داخلی فلسطین و لبنان و آمریکا و آلمان و عراق و غیره دخالت می کند، هیچ اعتراضی به چینی ها نکرده و عمرا نمی کند، اما اگر یک فلسطینی زخمی بشود، تمام شبکه های تلویزیونی کشور پر می شود از خبرهای ضداسرائیلی و فورا اسم هفت تا بزرگراه و دوازده تا کوچه را به اسم فلسطینی ها می گذارند، و با عنایت به اینکه اصولا فهمیدن فرق مسلمانان چینی، آلمانی، ایرانی و فلسطینی باید برای مردم توضیح داده شود، تا فرقش توی چشم مسلمانان خودمان نرود، لذا برخی از تفاوت های موجود اعلام می شود.
چشمان تنگ: چشمان مسلمانان چینی تنگ است، به همین دلیل خوب معلوم نمی شود که مسلمان هستند یا نه، در حالی که مال فلسطینی ها گشاد است و از دور معلوم است که مسلمان اند، حتی اگر مسیحی باشند. اصولا مسیحیان لبنان و فلسطین هم تا اطلاع ثانوی جزو مسلمین و اموال دولت احمدی نژاد محسوب می شوند.تعداد زیاد: اصولا یک عیب چینی ها این است که تعدادشان زیاد است، مثلا تعداد مخالفان شان هفتاد میلیون نفر هستند، دقیقا به اندازه مخالفان دولت ما، به همین دلیل اگر 150 مسلمان چینی کشته شوند و دولت چین با دولت ایران رابطه خوبی داشته باشد، مثل اینکه یک فلسطینی سرما خورده باشد، چون اسرائیل دشمن ایران فرض شده است. مطمئنا اگر چینی ها از ایران حمایت نکنند، تعداد کشته های آنها بالغ بر 150 هزار نفر خواهد شد.
درازا و پهنا: اصولا مسلمان واقعی کسی است که هم دراز باشد و هم پهن( البته معجزه هزاره سوم این است که احمدی نژاد هم کوتاه است و هم نازک، با این حال مسلمان واقعی است) در واقعیت هم شما اگر 150 چینی کشته شده توسط دولت دوست و برادر وزن کنید، هم وزن بیست تا عضو پهناور حماس و یا جهاد اسلامی فلسطین نمی شود، بنابراین در اسلام درازا و پهنا موضوع مهمی است. بخصوص اینکه اضافه وزن مسلمانان فلسطینی طرفدار ایران ناشی از کاهش وزن ملت ایران است.
امنیت داخلی: مسلمانان باید از همدیگر حمایت کنند و لازم و واجب است که اگر مسلمانی مثلا در ایران الله اکبر گفت، باید مسلمانان لبنان برای حمایت از برادران دینی خودشان به ایران بیایند و پدر کسی که الله اکبر گفته است دربیاورند، بنابراین مسلمانان لبنانی و طبعا فلسطینی (حتی اگر از مسیحیان فلسطین هم باشند) حق دارند مسلمانان ایرانی را کتک بزنند، ولی مسلمانان چینی چون توسط دولت خودشان کشته شده اند، وقت نمی کنند به ایران بیایند و در سرکوب تظاهرات به دولت کمک کنند، به همین دلیل خیلی فرق می کنند و باید مواظب باشیم فرق شان توی چشم مان نرود.
فرمول داده و ستانده: براساس آیه شریفه " پول بده سر سبیل شاه نقاره بزن" وقتی ما به کسی پول می دهیم( مثلا به مسلمانان فلسطینی و لبنانی حماس یا حزب الله) آنها حق دارند هر کاری دل شان خواست با ما بکنند، حتی سر سبیل مان نقاره بزنند، و چون ما سبیل نداریم می توانند به ریش مان بخندند، ولی مسلمانان چین چون از ما پول نمی گیرند، هیچ حقی ندارند و اگر کشته شدند ما در مسائل داخلی چین دخالت نمی کنیم، اصلا به ما چه که چینی ها هم مسلمان دارند.
فرمول داغ دل و قبیله: دفاع از مسلمانان و بخصوص مسلمانان آلمان و ایتالیا بر هر مسلمانی لازم و واجب است، چون مسلمانان آلمان همانهایی هستند که از دست دولت ایران و ترکیه و عراق و سوریه فرار کردند که کشته نشوند، و به همین دلیل غریب الغربا محسوب می شوند، این مسلمانان اگر می خواهند کشته بشوند، می توانند بلیط بخرند و به کشورشان برگردند، ایکی ثانیه بعد ترتیب شان داده است، اما مسلمانان چینی هزار سال است در همانجا هستند و هر چی هم در دوره مائو و بعد از آن کشته می شدند، بیچاره ها جایی نداشتند فرار کنند، به همین دلیل غریب نیستند و اگر در کشورشان کشته شوند، جزو مسائل داخلی به حساب می آید، مثل مسلمانان چچن که با وجود اینکه در یک کشور دیگر هستند، جزو مسائل داخلی روسیه به حساب می آیند و هرچه هم کشته شوند، به ما مربوط نیست. آنها هم اگر می خواهند مورد حمایت ایران قرار بگیرند، باید قبل از مرگ تشریف ببرند آلمان و آنجا کشته شوند( بعد از مرگ اگر بروند قبول نیست.)
فرمول ریش: یکی از مختصات مهم مسلمان واقعی این است که ریش پهناوری داشته باشد، یا اگر هم پهناور نشد حداقل طولانی باشد( ر.ک. ریش نامه عبید) در حالی که در کل جهان شما ده تا چینی پیدا نمی کنید که تمام وزن ریش شان به اندازه وزن ریش حسن نصرالله باشد، بنابراین در اسلامیت آنها شک است. در حالی که بسیاری از مسلمانان فلسطینی و عراقی( اعم از زن و مرد ریش درست و درمانی دارند و لزومی ندارد دائما برای اثبات مسلمانی شان چیزی نشان بدهند) پس وقتی وزن ریش صد تا چینی به اندازه یک عضو حماس نیست، کشته شدن صد چینی هم به اندازه همان یک عضو اهمیت دارد، که تازه معلوم نیست واقعا بخاطر دفاع از اسلام کشته شده باشد، یا اینکه خدای نکرده از چیز دیگری دفاع کرده باشد. این چیز مورد اختلاف است.
فرمول تبارشناسی: یکی از تفاوت های مسلمانان جهان در این است که از کجا آمده اند؟ اصلا چطوری مسلمان شدند؟ کی به آنها اجازه داده هزار سال قبل بدون اجازه ما مسلمان شوند؟ در مورد فلسطینی ها تکلیف معلوم است، آنها طبیعتا مسلمان هستند، چه یهودی باشند، چه مسیحی باشند و چه مسلمان، پس ما باید از حماس دفاع و با بقیه فلسطینی ها( حالا می خواهند مسلمان باشند یا نه) مخالفت کنیم، اما مسلمانان مادر مرده چینی همان هایی هستند که هزار سال قبل از ایران فرار کردند و به چین رفتند و تولید انبوه شدند، مسلمانان هند هم بشرح ایضا، پس در حقیقت این مسلمانان چینی جزو فراریان ضدانقلابی محسوب می شوند که از دست دولت سلطان فلان الدین بن فلان فرار کردند، به همین دلیل کشته شدن آنان از یک طرف حکم کشته شدن ضدانقلاب فراری را دارد و در حقیقت دولت چین هزار سال هم دیر به این اقدام عمل کرده است و از طرف دیگر، اساسا این مسلمانان چینی جزو اتباع ایران محسوب می شوند و کشتن آنها جزو مسائل داخلی ایران است، دولت چین هم در این مورد دولت دوست و برادر است و روی برادری یک کاری کرده، آدم که دست برادرش را گاز نمی گیرد. حالا یک دخالتی در مسائل داخلی ما کرد، مگر به جایی برمی خورد؟
برو پاچه خوار: برادر عزیزی که دارد در ریاست دفتر سیاسی هیات موتلفه اسلامی پیر می شود نه عسگراولادی کاری به او می دهد و نه احمدی نژاد برایش سوره بی الحمد می خواند، اگر در این مواقع عرض ادب نکند دیگر می گویند لال شده ای افاضات فرموده که مسلمانان چینی با القاعده ارتباط دارند. اما دو ساعت بعد یکی بندش را کشیده و گفته گفتیم برو پاچه خواری کن ولی نه اینقدر عمو. در نتیجه این برادر که مستدعی شغل است و این روزها به هر بهانه ای دم کوچه احمدی نژاد خودش را نشان می دهد تا شاید یک کاری به او بدهند حرفش را اصلاح کرد و گفت باید در مورد مساله چینی ها بررسی شود و البته دولت محترم کاری درباره آن ها خواهد کرد.
نتیجه گیری اخلاقی: مسلمانان بر دو نوعند، یکی آنها که دوستان ما می کشند، یکی آنها که دشمنان ما می کشند.
نتیجه گیری سیاسی: کلیه کمونیست های سابق، به دلیل اعتقادات قلبی شان تا اطلاع ثانوی مسلمان محسوب می شوند.

فتوای آیت الله منتظری علیه ولایت سیدعلی خامنه ای


منصور امانموقعیت شکننده رهبر جمهوری اسلامی با دریافت یک ضربه سخت دیگر، ترمیم ناپذیر شُده است. آیت الله منتظری، یک مرجع دینی و وزنه سیاسی که با وجود تصفیه از دستگاه قُدرت همچنان نُفوذ خود بر لایه های پایین و میانی آن را حفظ کرده است، در یکی از شدیدترین انتقادات خود از آیت الله علی خامنه ای، او را "جائر" (ستمکار) و ولایتش را "جائرانه" خواند.بیانیه آیت الله منتطری، نخستین واکنش صریح یک مقام بُلندپایه مذهبی در برابر خیز خونبار آقای خامنه ای به سوی گسترش قدرت فردی خود به یاری همدستان نظامی و امنیتی اش است.گفته های مکتوب آقای مُنتظری، دستور مذهبی (فتوا) خوانده می شود و می تواند تاثیر خرد کننده ای بر پایه های مشروعیت دینی جایگاه آیت الله خامنه ای داشته باشد. اعلام بی اعتباری "ولایت" آقای خامنه ای از سوی این مرجع شیعه، به ویژه از آن رو که از زبان مُبتکر اصلی ساختار سیاسی نظام که بر پایه استبداد ولایت فقیه بنا شُده ابراز می گردد، حساسیت توجُه پذیری می یابد.رویکرد مزبور، کلیه انتقادهایی که آیت الله خامنه ای را از زاویه "حفظ اسلام" و بقای حُکومت دینی نشانه گرفته، تقویت می کند و بدان جان تازه ای می بخشد. همزمان، فتوای آیت الله منتظری با زیر سووال بردن مبناهای دینی اقدامات آیت الله خامنه ای، بحث پیرامون یافتن گزینه به جای وی را از ابزار فشار محرمانه به یک دستور کار واقعی و علنی تبدیل می کند.در این میان، کسانی در الیگارشی روحانیون همچون حجت الاسلام رفسنجانی که مایل به ایفای نقش پُر رنگ تر و تاثیرگذاری بیشتر بر پروسه رویدادها از طریق بندوبست و داد و ستد هستند، کار خود را مشکل تر خواهند یافت. آنچه که آنها می توانند آقای خامنه ای را وادار به سپردن اش کنند، معلوم نیست در پایان روز همان ارزش ابتدایی را داشته باشد.

ايرنا؛ خبرگزاری جمهوری اسلامی يا وكيل مدافع دولت كمونيست چين؟!


سنی نیوز : در حالي كه كشتار مسلمانان چيني در”سين كيانگ” ، موجي از نفرت را در جهان اسلام و افكار عمومي دنيا عليه سياست هاي سركوبگرانه دولت مركزي چين برانگيخته است ، خبرگزاري جمهوري اسلامي(ايرنا) ، معترضين مسلمان چيني را متهم كرد كه از سوي آمريكا تحريك شده بودند ، زيرا ايالات متحده با بهره گيري از الگوي انقلاب هاي مخملي ، در صدد تضعيف چين بوده است. ايرنا ، بدون اشاره به سركوب وحشيانه و خونين معترضين مسلمان ، در جاي جاي تحليل(!) خود تصريح مي كند كه «پشت پرده ناآرامي هاي “سين كيانگ” ايالات متحده قرار دارد» و ريشه اين وقايع را «بايد در افزايش قدرت ملي چين به خاطر بيش از سه دهه رشد اقتصادي و تلاش ايالات متحده براي كاستن از اين افزايش قدرت جستجو كرد.» و مي نويسد: «مدل اقتصادي چين به دليل درونزا بودن و ويژگي هاي منحصر به فردي كه دارد كار مقابله را براي غربي ها با دشواري مواجه كرده است؛ چيني ها هرگز به برنامه صندوق بين المللي پول و بانك جهاني عمل نكردند و سرنوشت خود را به نهادهاي غربي كه هيچ اعتمادي به صداقت آنها نيست نسپردند به همين دليل به بحران بزرگ شرق آسيا گرفتار نشدند. اين دلايل باعث شده است كه آمريكايي ها به عنوان آخرين راه حل وحدت و يكپارچگي داخلي چين را هدف بگيرند.»اين خبرگزاري كه گويا به جاي اين كه خبرگزاري “جمهوري اسلامي” باشد ، ترجيح داده است نقش خبرگزاري دولت كمونيستي چين را ايفا كند ، در تحليل خود به دفاع از عملكرد دولت پكن در قبال مسلمانان اين كشور پرداخته و نوشته است كه «مسلمانان چيني ، توان حضور در مناصب حكومتي را دارند، سخنگوي وزارت خارجه چين از ترك هاي مسلمان سين كيانگ است، مردم منطقه همگي اذعان دارند كه در دوران رشد اقتصادي عليرغم اينكه از مراكز صنعتي شرق كشور دور هستند وضعيت معيشتي آنها بهبود يافته است.»البته ايرنا ، به اين نكته كه دولت چين ، اخيراً مساجد “سين كيانگ” را بسته و مانع از برگزاري مراسم ديني در آنها مي شود و حتي از سفر مسلمانان به حج عمره نيز جلوگيري كرده است ، نپرداخته و با اشاره به اين كه برخي معترضين مسلمان چيني ، در مقابل دوربين هاي خبري، انگليسي صحبت مي كرده اند ، نتيجه مي گيرد كه ناآرامي هاي اخير چين را به هيچ وجه نمي توان مذهبي قلمداد كرد و پاي خارجي ها در ميان است.اين خبرگزاري كه عنوان “اسلامي” را نيز با خود يدك مي كشد ، حتي به اعتراف مقامات پكن مبني بر كشته و زخمي شدن بيش از يكهزار “مسلمان” چيني ، (آمار غير رسمي فراتر از اين است) نيز كوچك ترين اشاره اي نمي كند و مي نويسد:«رسانه هاي غربي تلاش زيادي براي دامن زدن به اين درگيري ها انجام داده اند و سعي كردند به مانند ماجراي تبت در وسعت ماجرا مبالغه را به نهايت برسانند.»

نامه جمعی از رزمندگان به خامنه‌ای:ای‌ کاش در جنگ به خون غلطیده بودیم اما شاهد به خاک و خون غلطیدن مردم نمی‌بودیم


بسمه تعالی
حضورمحترم رهبرمعظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای با سلام واحترام تلقی ما تا کنون از ولایت فقیه دست کم براساس آنچه در آموزه‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی مرحوم امام (ره) و برخی فرمایشات حضرتعالی و همچنین نص قانون اساسی دیده‌ایم ، حاکمیت بنده‌ای صالح بر جامعه است که به دلیل داشتن شرایط لازم صلاحیت رهبری پیدا می‌کند و درعین حال از طریق خبرگان مقبولیت عامه را هم به دست می‌آورد. و به همین دلیل مرز مشخصی را بین نظام ولایت فقیه ونظام سلطنت خود کامه قائلیم ، بنا براین وقتی با شما به عنوان مقام رهبری سخن می‌گوییم درنظرخود بنده‌ای از بندگان خدا مجسم می‌کنیم که کمر به خدمت به خلق خدابسته است ؛ وهمین تلقی به ما به عنوان کسانی که سالها در جبهه‌های نبرد علیه دشمن متجاوز در خدمت اهداف انقلاب اسلامی بود ه ایم جسارت می‌دهد که با شما سخن بگوییم ، درغیر این صورت جای مواخذه داشتیم که چرا پا از گلیم خود درازتر کرد ه ایم و بالاترین مقام نظام را مخاطب قرارداده ایم ، که البته اگر خدای ناکرده چنین بود دیگر نه با یک نظام اسلامی و مردمی بلکه با یک نظام خودکامه سلطنتی مواجه بودیم . درعین حال اگر این امکان برای امثال ما به وجود می‌آمد که بدون هیچگونه مانعی با شما سخن بگوییم و مورد ایذاء و آزار برخی متملقان فرصت طلب قرار نمی‌گرفتیم ، ترجیح می‌دادیم که حرف‌ها و درددلهای خود را به صورت مستقیم با حضرتعالی در میان بگذاریم تا مبادا بدخواهان از آن سوء استفاده کنند؛ با این حال گفتن این حرف‌ها را آن هم در شرایط کنونی که کشور در موقعیت حساسی قرار دارد بهتر از سکوت می‌دانیم . حماسه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری که در نوع خود بی نظیرترین اتفاق سیاسی در انقلاب اسلامی بوده است که دوست و دشمن به عظمت آن اعتراف کردند اکنون قربانی اختلافاتی شده که با تدبیر قابل پیشگیری بود. در حال حاضر با شرایطی مواجه شده ایم که دست کم بیش از نیمی از جامعه در بهت و حیرت فرو رفته‌اند که ماجرای پیش آمده چگونه رقم خورده است و چرا باید کار به جایی برسد که پای نیروی نظامی به میان بیاید و رقابت سالم جای خود را به کینه توزی و دشمنی بدهد و بدتر از همه آن که خون تعدادی از هموطنان مسلمان بر زمین ریخته شود.
بقیه در ادامه مطلب

شیر اهل سنت ایران - مولانا عبدالعلی خیرشاهی

="right">

واکنش مولوی عبدالحمید امام جمعه زاهدان به اعترافات ساختگی دو بازداشتی بلوچ



بلوچه گپ : مولوی عبدالحمید امام جمعه زاهدان با اشاره به اعترافات تحمیل شده به دو جوان بلوچ مبنی بر اینکه آنها کشتن شیعیان را جایز میدانستند و این علما بودند که جایز نبودن عمل آنها را به آنان گوشزد نکردند، گفت علمای بلوچستان تقریبا بر روی این نکته اتفاق نظر دارند که ریختن خون اهل تشیع جایز نیست.امام جمعه زاهدان بدون اشاره به نام عبدالحمید ریگی و مولوی عابد گهرام زهی ضمن انتقاد از مسئولین غیر بلوچ بلوچستان، از آوردن بازداشت شدگان در اماکن عمومی و اجبار کردن آنان به اعتراف، گفت معمولا زندانیان و بازداشت شدگان چنین سخنانی را به دو دلیل بر زبان می آورند "یا به امید تخفیف در مجازات و یا بر اثر خوف و وحشت".امام جمعه زاهدان همچنین گفت حادثه اخیر زاهدان بخوبی نشان داد که علما همواره در جهت حفظ وحدت گام بر می دارند.گفتنیست باندهای متعصب زابلی حاکم بر بلوچستان همواره سعی دارند حوادث و عدم وجود امنیت برای منافع جمهوری اسلامی را که همواره ما در بلوچستان شاهد آن هستیم به علما و سران بلوچستان نسبت دهند و سناریوی اعترافات عبدالحمید ریگی که او به اجبار علما را پشت پرده نا امنی ها در بلوچستان معرفی کرده بود هم سیاست تازه زابلی برای مبرا ساختن خود از اختلاف افکنی در بلوچستان است.

آمریکا چهارمین امپراطوری است که افغانستان آن را می‌بلعد


سنی نیوز : عمليات نظامی را که امریکایها درولایت هلمند به اسم «خنجر» به راه انداخته‌اند و هدف از آن را بیرون راندن طالبان از هلمند اعلام نموده‌اند، بزرگترین عملیات عسکری امریکایها و انگلیس از بدو اشغال و آغاز زمامداری اوباما است.این عملیات نظامی, کسانی را که طبل آغاز عهد جدید را را در امریکا با آغاز ریاست جمهوری اوباما به کوبیدن گرفته بودند رسوا ساخت. اما رد طالبانی نیز تأخیر نشد و طالبان عملیاتی را به اسم «دام فولادین» در پاسخ به عملیات خنجر به راه انداختند.امریکایها طبق معمول به پیشروی ادامه دادند سعی داشتند مساحات بیشتری را بدست آورند و جنگ شدیدی را مواجه شوند تا شاید بتوانند مبرری برای تلفات شان در جنگ دریافته باشند. طالبان در همان ساعات نخست جنگ عقب‌نشینی و نبرد تمام عیار چریکی (پارتیزانی) را اعلان نمودند و دریک روز هفت سرباز امریکایی به هلاکت رسیدند که این یک عدد درشت تلفات بود که امریکایها را شدیداً آسیب‌پذیر ساخت.طالبان همزمان با آغاز نبرد در هلمند دامنه‌ی عملیات را به شمال افغانستان نیز کشانیدند، در ولایت کندز امریکایها را هدف قرار دادند و چار سرباز آنها را به هلاکت رسانیدند، در ولایت پکتیا در جنوب یک پایگاه امریکایی را هدف گرفتند ودر این حمله از هشت تن مواد انفجاری کار گرفته شده بود که تلفات جانی ومالی به دنبال داشت، این در حالیست که گزارشات بر این تأکید دارد که رهبری جنگ را ملا عمرمستقیماً به پیش می‌برد و همه امور طالبان را تحت اداره دارد. از سوی دیگر، توافقنامه روسیه با امریکا که به موجب آن امریکا می‌تواند از زمین روسیه راه اکمالاتی تدارک نماید و با عبور از آسیای میانه ساز و برگش را به افغانستان نقل نماید، اشاره به دست و پاچگی امریکا دارد که دلالت بر پیروزی بی‌شایبه طالبان در آینده دارد، پیروزی خالصی از هر شایبه روسی و چینی .و حوادث اخیر در ایالت (اشغالی) سینگ یانگ (ترکستان شرقی) در چین، و احتمال تحرک حرکت اسلامی ترکستان شرقی که پیوند با طالبان دارد دلالت بر توسیع دایره جنگ در منطقه اما این بار با دیدگاه طالبانی دارد.همچنان به گزارش (ایکونومیست) صدها تن جنگجوی ازبک تبار به مناطق شان باز گشتند. و عملیات فدایی اخیر در ایالت (اندیجان) که کامیون‌های حامل مواد اکمالاتی امریکا ازاین جا عبور می‌نماید اشاره به نبرد شدیدی در آینده در منطقه دارد.دیده می‌شود که افغانستان که محراق کشمکش‌های بزرگ بوده است این بار مبدل به مقبره بزرگی برای اشغالگران می‌شود، و به گفته مهندس حکمتیار رهبر دیروزی وامروزی جهاد علیه اشغالگران: «امریکا به زودی چهارمین امپراطوری است که افغانستان آن را می بلعد».منبعhttp://www.almokhtsar.com/news.php?action=show&id=۱۸۶۰۶

۱۳۸۸ تیر ۱۹, جمعه

هجدهمين همايش فارغ التحصيلي طلاب دارالعلوم زاهدان

هجدهمين همايش فارغ التحصيلي طلاب دارالعلوم زاهدان